زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 5 روز سن داره
زندگی پنج نفره مازندگی پنج نفره ما، تا این لحظه: 2 سال و 5 ماه و 19 روز سن داره

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

خوشبخت ترینم

برگ 42 از دفتر زندگیت

1396/10/28 16:15
نویسنده : هستی مامی
405 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزدلم

42 ماهگیت مبارک خوشکل مامان

هر روز داری بزرگ و بزرگتر میشی و من عشق میکنم از نگاه کردن بهت

 

نمیدونم چرا هر چی میشه وابستگیت بهم بیشتر میشه این ماه خیلی به دستم وابسته شدی مخصوصا موقع خواب باید دستت رو بگیرم تا بخوابی!!!غمناک

 

از اونجایی که اصلا دوست ندارم با بزرگتر از خودت تو تو حرف بزنی دو هفته  ای میشه باهات تمرین میکنم و برای تشویقت هم بهت جایزه میدم که تو عکسا ، عکس دو سه تا از جایزه هاتو گذاشتم خداروشکر داره خوبپیش میره امیدوارم این کارام نتیجه بده

ماشا الله خانم شدی دیگه واسه خودت میبرمت کلاس قران تنها وایمیستی و من برمیگردم خونه .شعر روز چهار شنبه وتا  آیه 3 سوره قدر رو یاد گرفتی

به لطف باباجون که رم گوشی منو تو گوشی خودشون گذاشتن یکسره فیلم و عکسای بچگیت رو میاری و نگاهشون میکنی و اداشون رو درمیاری مثلا میگی بَ بَ میگم چرا اینجوری حرف میزنی میگی نگاه کنین من بچه که بودم اندازه داداشی بودمم اینجوری حرف میزدم

یه مدتیه تو خواب گریه میکنی و نق میزنی از خواب بیدارت میکنم میگم چه خوابی میدیدی میگی خواب هاپو..!!!!!!اگه این هاپو بدستم برسهههههههه!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

آخر این ماه با داداشی  رفتیم بهداشت شما رو هم وزن کردم وزنت 12.500

 

عکسای این ماهت

 

تقریبا از اول این ماه شروع کردم برات نقاشی کشیدن و نقطه گذاشتن و کار شما هم شده وصل کردن نقطه ها(این وسط به مخم خطور کرد ببرمت کلاس نقاشی یه ده قیقه برای تست فقط بردمت مربیت هم کار منو تایید کرد گفت باید فعلا همین جوری نقاشی بکشه به همین خاطر دیگه نبردمت ولی خودت خیلی دوست داری بری کلاس هر روز میگی مامان بریم کلاس نقاشی ..ان شاء الله از اسفند اگه شد میفرستمت)

 

 

 

بغل

 

ورزشکار کوچک خانه ما

 

اینم ماسکایی که برات درست کردم به عنوان جایزه بدم بهت هنوز قورباغه روبهت ندادم

 

 

 

بالاخره موهات بافتنی شدمحبت

 

چه دور و زمونه ای شده همه چی عوض شدهتعجب

 

این عکس با اینکه تار افتاده ولی من خیلی دوسش دارم

 

 

اینم یه جایزه دیگت

 

فدات بشم عروسک مامان

حضرت فاطمه(س) نگهدارت باشهمحبت

دوستت دارمبغل

پسندها (2)

نظرات (1)

مامان سيد امير علي و سيد امير حسينمامان سيد امير علي و سيد امير حسين
8 بهمن 96 9:20
اي جانم خدا حفظشون كنه/چقدر هم خوب و تميز نقطه ها رو به هم وصل كرده.ماشاا... هر وقت ميام به وبلاگتون سر ميزنم ياد خاطرات بارداري دخمل طلا مي افتم كه بهتون ميگفتم صبر كنين ان شاا... به زودي دنيا مياد و بغلش ميگيري.الان اين فرشته ها دو تا شدن و بزرگ شدن و چقدر زمان زود ميگذره.خدا پشت و پناهشونمحبتمحبت